ما مرغ بی پریم

 

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است

ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است


تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است


ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم

پرواز بال ما ، در خون تپیدن است


پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال

اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است


ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش

آیین آینه ، خود را ندیدن است


گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است


بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما ، از کال چیدن است

فقر فرهنگی

 

 

 همیشه دخترای زشت و بد هیکل و بد تیپ و بی سلیقه بهترین مردها و ابدی ترین

 عشقها رو بدست میارن ! و خوشگلا بازيچۀ وعدۀ هوسبازا ميشن!

 تر و خشک چه قشنگ با هم میسوزن!

 واااااای از فقر فرهنگی!

        اسكارلت اوهارا!

 

عشق واقعی

 

 

 به اين باور رسيدم كه عشق واقعي تنها يك بار در

زندگي رخ ميدهد و بقيه جز قصۀ هزارو يك شبي گذرا

نيست كه فردا صبح به دلمشغولي درس و كار فراموش

خواهدشد!