دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی


عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است


دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست


 و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد


دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند


دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق بینایی را می گیرد

دوست داشتن بینایی می دهد

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم


از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

عشق تملک معشوق است

دوستداشتن تشنگی محو شدن در دوست


***********************************************

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم.

چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند

ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .

 

 به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.

آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازدو با

عشق مي ميرد . 


 اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست.

 

عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگي کني.

 

اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي، بارت مي كنند،

اگر مثل اسب دونده باشي، سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.

 

آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند،

تو به دنبال نگاه زيبا باش. 

 

**************************************

 

كاش قلبم درد پنهاني نداشت                         چهره ام هرگز پريشاني نداشت 

كاش مي شد دفتر تقدير عشق                      حرفي از يك روزباراني نداشت              

 كاش مي شد راه سخت عشق را                بی خطر پیمود و قربانی نداشت                     

          

****************************************

 

   آمدي ، جانم به قربانت ،  ولي حالا چرا                   بي وفا ، حالا كه من ، افتاده ام از پا چرا ؟

   نوشداروئي وبعد از مرگ سهراب آمدي                   سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟

                عمرما را مهلت امروزوفردای تو نیست ! 

             من که ، امروز مهمان تو ام ، فردا چرا ؟

   نازنینا ، ما به ناز تو ، جوانی داده ایم                        دیگر اکنون ،با جوانان ناز کن با ما چرا؟

   وه که با این عمر های  کوته بی اعتبار                   این همه غافل شدن ازچون منی شیدا چرا؟

               شور فرهادم ز پرسش سر به زیر افکنده بود 

              ای لب شیرین  ، جواب تلخ  ، سر بالا ،  چرا؟

    ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت         اینقدر ، با بخت خواب آلود من لالا چرا؟

    آسمان ، چون جمع مشتاقان ،   پریشان  میکند        در شگفتم ، من نمیپاشد ز هم ، دنیا چرا؟

  

 

*********************************          

 حيدربابا، ايلديريملار شاخاندا 

  سئللر، سولار، شاققيلدييوب آخاندا 

قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا

سلام اولسون شوْکتوْزه، ائلوْزه

منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه  

 

 

 حيدربابا، کهليک لروْن اوچاندا

کوْل ديبينَّن دوْشان قالخوب، قاچاندا

باخچالارون چيچکلنوْب، آچاندا

بيزدن ده بير موْمکوْن اوْلسا ياد ائله

آچيلميان اوْرکلرى شاد ائله

 

برای دیدن کل اشعار شاهکار حیدر بابایه سلام  روی لینک زیرکلیک کنید

 حیدر بابا